به نام خدا
شعر شماره 218: خیره به خیره
بداهه
*****
چشم من و تو که به هم خیره به خیره می شود
خواهش هر یکی به هم چیره به چیره می شود
ثانیه ها به روی ما دوباره تیغ می کشند
حال و هوای قلبمان تیره به تیره می شود
همیشه یک قدم به هم مانده غروب می رسد
هزار حرفِ مانده در سینه ذخیره می شود
سهمیه های عشق را بگو کجا نوشته اند
چرا به ما که می رسد، بدون جیره می شود
عشق به دیگران شده بازی کودکانه و ...
هر سخنی برای ما ذنب کبیره می شود
بیا به یک نگاه خود حماسه ای به پا کنیم
وضوی زخم خورده ها شکل جبیره می شود
بداهه ای ( با قافیه های از پیش تعیین شده : خیره، چیره، جیره، تیره )
در یک برنامه زنده
برچسب:
نویسنده: یاسین رضوانی