به نام خدا
شعر شماره 215 : کم می آورد
********
زمان سیل و گردباد، ریشه کم می آورد
کنار آینه وجودِ شیشه کم می آورد
تو نسخه اصیلی از نمادهای خلقتی
مقابلت هرآینه، کلیشه کم می آورد
خزیده ای میان رگ به رگ حواس شاخه ها
به گونه ای که تاروپود بیشه کم می آورد
خیال بیستون شده پر از هوای خواهشت
به نام تو تمام کوه و تیشه کم می آورد
اگرکه پای ناز تو وسط بیاید آن زمان
ستاره های کهکشان و گیشه کم می آورد
هزار واژه هم اگر برای تو به صف شوند
نمی شود وَ شاعرت همیشه کم می آورد
برچسب:
نویسنده: یاسین رضوانی