به نام خدا
شعر شماره 222: شوکران
اردیبهشت 1396
**************
بریز از شوکران این دفعه جایِ آب، لیوان را
که امشب نوشِ خود سازد گلوی بی غریو آن را
درون هفت خوان هایی که ما را در خودش بلعید
نشد بیرون کنم از سرنوشت نحس دیوان را
اگرچه می روم اما تو را در سینه ام دارم
کجا دیدی سنندج ول کند دستِ مریوان را
پس از من تازه می فهمی چه در این شعرها گفتم
زمانی که به هم ریزی غروبستان دیوان را
برای آنکه دریا را نشانِ راه خود کرده
جوانمردی نباشد که سرِ راهش نَهی وان را
شعر با قافیه های خاص
برچسب:
نویسنده: یاسین رضوانی